در جهان اسلام انواع جور وا جوری از تسبیحات وجود دارد از تسبیحاتی که در تاریکی میدرخشند برگرفته تا تسبیحاتی که از خود در هنگام تسبیح گفتن بوی خوش میدهند. در این پست قصد دارم شما را با انواع تسبیحات جالب و عجیب و غریبی که هرکدام خواص جاص خود را دارد
1-تسبیح شاه مقصود
این تسبیح جالب در صورتی که دست کسی به مدت طولانی (مثلا 2 سال)به آن بخورد رنگ آن شفافتر و زیباتری بخواهد شد و حتی ممکن است قیمت آن 5 برابر هم شود
تسبیح شاه مقصود را در افغانستان می سازند و سنگ آن از معادنی در منطقة قندهار به دست می آید
به این تسبیح ــ که معمولاً به رنگ سبز روشن است ــ تسبیح پادزهری هم می گویند ، زیرا سنگ آن خاصیت زهرکِشی دارد . رنگهای سفید و قرمز این تسبیح بندرت یافت می شود
کلیه ، قلب ، دستگاه گردش خون و عصبی را تقویت میکند
سیستم ایمنی بدن را نیرو می بخشد
باعث تعادل سوخت و ساز در بدن می شود
سبب دفع نیروهای منفی و تقویت انرژی های مثبت بدن می گردد
آرام بخش است
2- تسبیح شب نما
تسبیح شبنما که به گوهر شبچراغ نیز معروف است ،همان گونه که در تصویر بالا میبینید در تاریکی میدرخشد.
در افسانه ها و تاریخ کهن ایران زمین ، درباره گوهر شب چراغ بسیار گفته شده است.
گوهر شب چراغ اصل که تمام موارد مطرح شده در افسانه ها را دارا باشد ، تقریبا نایاب بوده و وجود ندارد!
گوهر شب چراغ که در بازارهای مختلف خرید و فروش می شود ، در واقع نگین های ساختنی حاوی عناصری مانند فسفر و یا … هستند که شب هنگام و در تاریکی از خود نور ساطع می کند.
نگین های ساختنی (سنتاتیک یا اتمی) هیچ ارزش معنوی و یا مادی نداشته و در واقع جزء دسته سنگ های قیمتی محسوب نمی شوند.
پس سرتونو شیره نمالن
3- تسبیح کهربا
کهربا در واقع یک نوع «رزین» است و «رزین» به موادی گویند که بعضی از درختان ترشح می کنند، البته کهربا نوعی رزین فسیل شده است، بدین معنی که در زمانهای قدیم زمین شناسی به صورت صمغ از درختان کاج مخروطی شکل به نام «پیتوس ـ سوکسینیفرا» خارج شد و بعد خشک و سخت گردیده و به صورت فسیل و سنگ درآمده است.
امروزه کهربا را بیشتر برای ساختن تسبیح، گردنبند، ابزارهای زینتی کوچک، مهره و چوب سیگار مورد استفاده قرار می دهند.
جالب ترین خاصیت این تسبیح اینه که اگر مدتی با اون ور برید بوی خوشی از تسبیح در هوا پخش میشه( البته خودم تا حالا نتونستم این بو رو بو کنم )
ادامه مطلب ...
اینجا چند تخته چوب میبینید 3 تا یا 4 تا
1) صحبت گنجشک با امام (ع)
حضرت رضا(ع) در بیرون شهر، باغى داشتند. گهگاهى براى استراحت به باغ مىرفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکى هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته میشد و صداهایى گنگ و نا مفهوم از گنجشک به گوش میرسید. انگار با جیک جیک خود، چیزى میگفت.
امام علیه السلام حرکت کردند و رو به من فرمودند: «ـ سلیمان!... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمى به جوجههایش حمله کرده است. زودباش به آنها کمک کن!. ..
با شنیدن حرف امام ـ در حالى که تعجب کرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پلههاى لب ایوان برخورد کرد و چیزى نمانده بود که پرت شوم...
با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه مىگوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آیا این کافى نیست؟!»
ادامه مطلب ...
یادم هستش که در ایام آزادی خرمشهر رادیو اینجوری میگفت:شنوندگان عزیز خرمشهر شهر خون آزاد شد حالا از این مجرا میگذره تلوزیون میگوید:بنندگان عزیز بنزین آزاد شد!!!!